|
دختر ناز مامان و بابا
|




انیسای عزیزم یاد گرفته ژست میگیره و به من میگه مامان دوبین عس بیگیر مامان (دوتا مامان برای تاکید) تمام این ژست و فیگورها رو هم از خودش دراورده فکر کنم مانکن بشه؟؟؟؟
http://www.pic.iran-forum.ir/images/18qhf5zp48nisua30ra.jpg
خدایا خواهش می کنم به این جور آدما بچه نده این فرشته های معصوم چه گناهی دارن؟
و اما شیشی (پیشی)
دخترک من عاشق پیشیه از جوراب و گل سر و دفتر و هرچی بگی باید منقش به پیشی و ترجیها هلو کیتی باشه . تا این حد که فقط دو تا لباسش رو میپوشه که عکس این گربه خوشبخت رو روش داره.
دوست دارم شیطونکم عاشق اون بوی شیر خوشبوی بدنتم با اون بوسه های مرطوب با اون سر همیشه تب دارت با اون دستهای کوچولوت با اون موهای مواج و اون مژه های بلند فر خورده و از همه مهمتر عاشق اون نگاه با اون چشم های از همه رنگت که آخرش نفهمیدم چه رنگیه . عاشقتم .عاشق قسطنطنیه و رادیولوژی گفتنت. و عاشق وقتی صدام میکنی ایدا یاه (ویدا بیا)
دو روزه که ساعت هفت میخوابه . دلم یه کوچولو میشه براش.
ظهر که از سر کار میام با اون قد و قواره کوچولو و اون دستهای فسقلی میدوه به طرفم و میگه ماما اووومد.بعد میپره بغلم.من هم خسته و کوفته قربون صدقه اش میرم همونطوری که بغلمه ناهار میخورم تا نیم ساعت یه ساعتی از من جدا نمیشه .
خیلی سخته که از بیست و چهار ساعت فقط 4 ساعت کنار بچه ات باشی یعنی 3 که از سر کارمیام تا هفت که بخوابه و صبح خواب باشه من برم سر کار .


همه این فکرها رو ریختم تو شیرم و دادم آنیسا خورد و نتیجه اش شد بیخوابی آنیسا.
حالا هم خودم بیدارم و هی با فکرهام کشتی میگیرم . خودم جواب خودم رو میدم و دوباره از اول .
ما هم خدایی داریم.
پرستار آنیسا 25 روزه مریضه و نمیاد و آنی من سرگردونه نمیدونم بزارمش مهد یا بره خونه مامان بزرگش یا دوباره پرستارش بیاد . نمیدوونم .
دوست دارم دخترم منو ببخش که گاهی عصبی میشم .
ناراحت نمی شی که نمیتونی کلاس ورزش و نقاشی بری
ناراحت نمی شی که دوساله دوچرخه ات رو سوار نشدی
ناراحت نمی شی که از همه هم کلاسی هات تو دانشگاه عقب افتادی
ناراحت نمی شی که سر کار به خاطر مرخصی هات و زود خونه رفتنهات کارمند خوب قبلی نیستی
ناراحت نمیشی چون
مادر بودن از همه چی بالا تره
کم کم خانوم خودمونی شد و دستش رو برد توی آب و ماهی های قرمز بیچاره رو با پاستیل اشتباه گرفته بود و داشت شکارشون میکرد .بعد یه ربع کار از کار گذشت و خانوم هوس کردن برن توی حوض پیش ماهی ها .
ما هم مجبور شدیم خداحافظی کنیم و شام نخورده برگردیم خونه.
تا اینکه وقتی دقت کردم فهمیدم میگه پیمان (مه مان) آخه میدونید که آنیسا همه چی رو یا با ی میگه یا با میم .
چند روز پیش ناخن های پام رو لاک میزدم که دیدم آنیسا خانوم شروع کرد به گفتن اه اه یعنی جیش دارم . من هم به کارم ادامه دادم بعد دیدم دراز کشیده روی زمین یعنی پمپرزم رو عوض کن من همینکه جوراب شلواریش رو دراوردم در همون حالیکه دراز کشیده بود انگشتهای پاش رو تکون داد یعنی لااااک بزن .؟؟؟؟
دیروز آنیسا بلوزش کاکائویی شده بود درآوردم تا بشورم دوباره گفت جیش کردم تا لختش کردم لبخندی زد و گفت مموم(حموم) هیچی منم مجبور شدم ببرمش آب بازی.
امیدوارم نشونه باهوش بودنش باشه و در آینده دروغگو نشه.